خانه / modira

modira

داستان احترام به بزرگترها

عمو هادی

(ماجراهاي محمد و فاطمه) يه روز بعدازظهر، فاطمه و محمد، پيش مامان اومدن و ازش خواستن تا اونا رو به خونه‌ي مامان بزرگ ببره. مامان قبول كرد وگفت: باشه مي‌ريم ولي يادتون باشه به بابا بزرگ و مامان بزرگ احترام بذارين و اونا رو اذيت نكنين. محمد پرسيد: اما، ما …

ادامه مطلب »

پیرمردی که وضویش اشتباه بود

داستان کودکانه امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام)در حال بازی بودند که پیر مردی را دیدند که مشغول وضو گرفتن بود اما وضویش اشتباه بود. آنها دست از بازی کشیدند.کنار آب رفتند بدون اینکه او را مسخره کنند و یا اشتباهش را به رویش بیاورند مشغول وضو گرفتن شدند …

ادامه مطلب »

داستان کودکانه فتح خیبر

عمو هادی

پیامبر گفتن:«فردا پرچم را به دست مردی میدم که خدا و رسول خدا را دوست داره وخدا و رسول خدا هم او را دوست دارند. این مرد از جنگ برنمیگرده تا وقتی که خدا این قلعه را به دست اون باز کنه. اون کسیه که حمله میکنه اما فرار نمی …

ادامه مطلب »

داستان غیبت امام زمان علیه السلام به زبان کودکانه

در زمانهای خیلی پیش که امام یازدهم(علیه السلام)ما زندگی می¬کرد،پسر کوچکی در خانه داشت که اسمش مهدی بود.امام(علیه السلام) و پسرش دشمنانی داشتند،دشمنان امام(علیه السلام) خلفای عباسی بودند،آنها تصمیم گرفته بودند که این کودک را از بین ببرند و همه جا سراغ او را می¬گرفتند.به جز تعدادی از نزدیکان امام(علیه …

ادامه مطلب »

شعر کودکانه مادر

شعر کودکانه مادر مهربان  شعر درباره مادر از صبح دیشب بیدار بودم تب داشتم چون بیمار بودم جز من یکی هم اصلا نخوابید همدرد من بود تا صبح نالید دست قشنگش روی سرم بود او دوستم داشت او مادرم بود گرمای تب کاش دیگر بخوابد تا اینکه امشب

ادامه مطلب »

شعر کودکانه آی قصه قصه قصه

 شعر کودکانه آی قصه قصه قصه  یه روزآقا خرگوشه نشسته بود یه گوشه یک دُمِ گِرد و ریزداشت دندونای تمیز داشت هویج می خورد با کاهو چشمش افتاد به آهو با همدیگه دویدند به جنگلی رسیدند جنگل زیبای سبز پر از راز و پر از رمز پشت درخت یه صیاد …

ادامه مطلب »

شعر کودکانه شمارش اعداد

شعر کودکانه شمارش اعداد من یکم و یک هستم 🌹 ۱ ببین چه خوشگل هستم ۱ صاف و اتو کشیده 🌹 ۱ نه کجم و خمیده. 🌹 ۱ آقای دو همسایست 🔅 ۲ خوش بر خورده و سادست 🔅 ۲ شبیه من ایستاده 🔅 ۲ داره یه کاسه به دست …

ادامه مطلب »

شعر مربی خوب من

شعر کودکانه مربی خوب من معلم مثل مادر عزیز و مهربان است دلش شفاف و روشن به رنگ اسمان است صدایش مثل باران پر از شعر است و آواز شعر مربی خوب من مربی خوب من، چقدر تو مهربونی، برای من تو مثل مامان جونم میمونی، من از تو یاد …

ادامه مطلب »