خانه / اشعار کودکانه / شعر کودکانه؛ جمهوری اسلامی

شعر کودکانه؛ جمهوری اسلامی

شب بود و ز تنهايي

جان بر لب ما آمد

در آن دل تاريكي

يك باره صدا آمد

ما خسته شديم از شب

ما منتظر ماهيم

اي روح خدا برگرد

ما شاه نمي‌خواهيم

پرسيد چه مي‌خواهيد

شاه از سر ناكامي

مردم همگي گفتند:

«جمهوري اسلامي»

درباره amoo

حتما ببینید

شعر کودکانه کتاب

یک روز در اتاقم تنها نشسته بودم بی حال و کم حوصله ، غمگین و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.